Mahdi KHoshmanzar Qaramaleki
 

 

  شعری از "قیصر امین پور" درباره ی "محرم"


 

خوشا از دل نم اشکی فشاندن

به آبی آتش دل را نشاندن

.

خوشا زان عشقبازان ياد کردن

زبان را زخمه فرياد کردن

.

خوشا از نی خوشا از سر سرودن

خوشا نی نامه ای ديگر سرودن

.

نوای نی نوايی آتشين است

بگو از سر بگيرد، دلنشين است

.

نوای نی نوای بی نوايی است

هوای ناله هايش، نينوايی است

.

نوای نی دوای هر دل تنگ

شفای خواب گُل، بيماری سنگ

.

قلم،تصوير جانکاهی است از نی

علم،تمثيل کوتاهی است از نی

.

خدا چون دست بر لوح و قلم زد

سر او را به خط نی رقم زد

.


دل نی ناله ها دارد از آن روز

از آن روز است نی را ناله پرسوز

.


چه رفت آن روز در انديشه نی

که اينسان شد پريشان بيشه نی؟

.


سری سر مست شور و بی قراری

چو مجنون در هوای نی سواری

.


پر از عشق نيستان سينه او

غم غربت،غم ديرينه او

.


غم نی بند بند پيکر اوست

هوای آن نيستان در سر اوست

.


دلش را با غريبی، آشنايی است

به هم اعضای او وصل از جدايی است

.


سرش برنی، تنش در قعر گودال

ادب را گه الف گرديد، گه دال

.


ره نی پيچ و خم بسيار دارد

نوايش زير و بم بسيار دارد

.


سری برنيزه ای منزل به منزل

به همراهش هزاران کاروان دل

.


چگونه پا ز گل بردارد اشتر

که با خود باری از سر دارد اشتر؟

.


گران باری به محمل بود بر نی

نه از سر،باری از دل بود بر نی

.

چو از جان پيش پای عشق سر داد

سرش بر نی ، نوای عشق سر داد

.


به روی نيزه و شيرين زبانی !

عجب نبود ز نی شکر فشانی

.


اگر نی پرده ای ديگر بخواند

نيستان را به آتش می کشاند

.

 

سزد گر چشمها در خون نشينند

چو دريا را به روی نيزه بينند

.


شگفتا بی سرو سامانی عشق!

به روی نيزه سرگردانی عشق!

.


ز دست عشق در عالم هياهوست

تمام فتنه ها زير سر اوست !

.

 

"قیصر امین پور"

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 12:14  توسط مهدی خوش منظر قراملکی  |